فرامرز سلیمانی:دشت گشت-١٠
پل پیر بود
با خاطرات ساسانی
و مختوم قلی
شاعر بی آب و زمین
بر ساحل گرگان رود
دفتر شعرش را
برای پل آق قلا
گشوده بود
و
ویران بود
از پل مگذر
با آب روانه ی سفر شو
از پل مگذر ٢٣
---
چشمان گرگی چوپان
و بوسه بر لبان وحشی نمور
و رویای پنجشنبه بازار
---
٢٣.مختوم قلی , به ترجمه ی آزاد این قلم



No comments:
Post a Comment