Sunday, May 19, 2013

*DASHT GASHT-11

در ساحل قره سو 
دیوارهای پل که فرو ریخت 
خارا سنگ بر شانه های شاعر نشست 
یاد سونگ داغی 
گا هواره ی شاعر 
تازه شد 
---
زاد بوم محبوبم سونگ داغی 
کمر گاهت سیمین است 
دشمن اگر به تو بتازد 
با یموت و گوگلان رویاروست 
تپه های سرخت دلها را می گشاید 
از تو کوره راه ها می رود 
از چشمه های سردت رمه ها می نوشند 
بر تو علف های تازه می روید 
در دره های تو ایل جای دارد 
و کار وان ها از تو می گذرد ٢٤
---
ما از کنار راه و رود گذشتیم و 
با همراه 
تازه شدیم 
---
٢٤,مختوم قلی , ترجمه ی آزاد 

No comments:

Post a Comment