Sunday, May 19, 2013

*DASHT GASHT-13

فرامرز سلیمانی: دشت گشت-١٣
گرگان که گلستان شد 
البرز و خزر هنوز با او می نشست 
و دیوار سرخ ساسانی 
باغ را پاس می نهاد 
غبار باد پا می دود 
و می پراکند غبار 
به عشق 
پرده را پس می زند و 
با عاشق می سوزد 
و عشق آغاز جهان بود و دریا 
و باد 
رابطه ی خاموشی 
تیمار می کند سرخ صحرا را 
و دشت سپید سرخ 
می چمد 

No comments:

Post a Comment