فرامرز سلیمانی:دشت گشت - ١٩
شب آتش
در چهره ی زنان الانگی بر سر می نشست ٣٥
و فضا
پر از غبار خاکستری خواب بود
آزادی حقیر سگان گله
خواب مسافران خسته را
می آشفت
و ساس ها
ساعت های دیواری مان بودند
و دشت
در زوزه ی سرد باد
خفته بود
شب بی ماه
بر سر قبیله
چادر می زد
---
٣٥. آلانگی:رو سری
No comments:
Post a Comment