فرامرز سلیمانی :دشت گشت -٢٣
پیراهن زنان
در منظر باد می رقصید
با پل
که قصد دلبری داشت
و رجب بذر افشان می گوید
تجن
زیر نور ماه
در انتظار قطار نشسته است ٤٤
---
و چار قد بلند آنا
در د شت
شقایق می افشاند
چن سیبلی
زیر بار سنت ها
در سده های خالی
می خمید
و اسد اله عمادی می خواند
تو سرخ را به فرا خوان مرگ می خوانی
...
مگو که پرچم زیبا ترین شقایق دشت
سیاه و تیره به رنگ شب زمستان نیست ٤٥
---
٤٤.رجب بذر افشان :تجن
٤٥.اسد اله عمادی : سخن ز همزبانی گلهای باغ می گویم


No comments:
Post a Comment