فرامرز سلیمانی:دشت گشت -٢٩
در پای تخت دشت
بهار
بر طره ی گنبد
روییده بود
و انبوه ابر
در باغ
بر نیمکت های تنهایی
نشسته بود
و عطا فریدونی می خواند ٥٣
اینک شروع باران
بر خاک های خشک
در ساقه های زرد
بر بام های تشنه
---
در اسپریس گنبد
سحر
پیشتر از بیداد
می دوید
و ترکمن ها
بر سر آذرخش
شرط می بستند
که چاره جز بردن نداشت
و امید
چابک سوارش را بر زمین کوبید
تا از میدان خارج شود
و به راه خود رود
---
٥٣.زنده یاد دکتر عطا اله فریدونی :رگبارها
بهار
بر طره ی گنبد
روییده بود
و انبوه ابر
در باغ
بر نیمکت های تنهایی
نشسته بود
و عطا فریدونی می خواند ٥٣
اینک شروع باران
بر خاک های خشک
در ساقه های زرد
بر بام های تشنه
---
در اسپریس گنبد
سحر
پیشتر از بیداد
می دوید
و ترکمن ها
بر سر آذرخش
شرط می بستند
که چاره جز بردن نداشت
و امید
چابک سوارش را بر زمین کوبید
تا از میدان خارج شود
و به راه خود رود
---
٥٣.زنده یاد دکتر عطا اله فریدونی :رگبارها



No comments:
Post a Comment