Tuesday, October 22, 2013

*DASHTGASHT-25

فرامرز سلیمانی:دشت گشت-٢٥
ما در میهمانسرای باران نشستیم 
و آبهای پشت سد 
آرام می نمود 
چوپان ترکمن کنار آتش 
در نی اندوه انزوایش 
می دمید 
و سهراب مازندرانی می خواند 
سوختن تو به خویش 
نور تمامی زمان هاست 
اینک تو 
تاریخ درشت افتآب ٤٦
در ساری قمیش 
بازی نی ها بود 
بر آبهای آبی 
و نی های پنجره 
روشنا را
 به پیاله ی چای دعوت می کرد 
دریا 
میان آتش 
گرمای جاودانه داشت 
و دانه ها 
در نرما ی پنبه 
غنوده بود 
و اورج با خروسان خزر می خواند 
بانک خروس خبر می دهد مرا 
تا صبح راه درازی نیست ٤٨
---
٤٦.سهراب مازندرانی:بر یال زمان 
٤٧.ساری قمیش :از ابه های دشت ترکمن 
٤٨.اورج :اسب سپید غزل 

No comments:

Post a Comment